حزب الله لبنان و مخمصه ای به نام » قیام سوریه » / گزارش لیبراسیون ماجرای قاچاق تسلیحات توسط مرد شماره سه و نماینده رسمی آیت الله خامنه ای در حزب الله لبنان

Cheikh Mohammed Yazbeck-Liban Hezbollah  ژان پير پرین(روزنامه نگار ليبراسيون و کارشناس مسائل خاورميانه) در شماره ۱۹ نوامبر اين نشريه گزارشی را درباره شرايط نابسامان حزب الله لبنان پس خيزش آزاديخواهانه مردم سوريه و  تبديل شدن اين سازمان به يک مافيای بزرگ منتشر کرده است.

اين تحليلگر برجسته روزنامه ليبراسيون می نويسد: از هنگامی که حزب الله لبنان در درگيريهای انقلابی سوريه از رژيم بشار اسد حمايت می کند نه تنها محبوبيت خود را نزد اکثريت مردم لبنان از دست داده، بلکه از درون دچار تفرقه و پراکندگی شده است. در واقع سياست حمايت از رژيم بشار اسد در برابر قيام مردمی در سوريه، حزب الله لبنان را با چالش هايی بسيار جدی در اين کشور روبرو ساخته است.

ژان پیر در ادامه می نويسد: پس از سالهای متمادی که حزب الله لبنان عملاً قدرت رادر مناطق شييعی نشين جنوب و حومه بيروت در دست دارد و در قلوب مردم اين نواحی به عنوان مظهر مبارزه با اسرائيل و حامی بدون قيد و شرط مردم در مبارزه با فساد جای داشته است، با افزايش و گسترش فساد مالی در بطن حزب الله و موضع گيری رهبران سياسی حزب الله در حمايت از رژيم بشار اسد و در تقابل با قيام مردم سوريه به تدريج وجهه مردمی خود را از دست می دهد.

وی می نويسد که حزب الله ديگر به عنوان يک مدل برای مقاومت و توسعه سياسی و اجتماعی در لبنان شناخته نمی شود. وی تأکيد می کند که حزب الله به تدريج ازحالت يک سازمان مقاومت مردمی خارج می شود وحالت يک سازمان مافيايی رابه خود ميگيرد.

گزارشگر ليبراسيون در اين خصوص به مورد «شيخ محمد يزبک» شماره سه حزب الله لبنان و نماينده آيت الله خامنه ای در حزب الله لبنان اشاره می کند و می نويسد در حالی که شيخ يزبک و پسرش يکی از مهمترين متحدين رژيم بشار اسد و نظام اسلامی ايران محسوب می شود در قاچاق اسلحه از لبنان به سوريه د ست داشته اند. ماجرا از اين قرار است که دوماه پيش يک محموله قاچاق اسلحه و مهمات از لبنان برای يکی از گروهای اپوزيسيون سوريه ارسال شده بود. با کشف اين محموله از سوی رژيم سوريه و با رديابی و پيگيری موضوع برای يافتن سر خط آن به پسر شيخ يزبک ميرسند که اين محموله قاچاق اسلحه را سازمان داده است.

از سوی ديگر سخنان حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان در ۱۱ نوامبر گذشته در توجيه طرفداری از رژيم بشار اسد و نسبت دادن قيام مردمی سوريه به آمريکا موجب شکاف های تازه ای بين رهبران حزب الله و طرفداران و نيروهای پايه اين سازمان گرديده است.آنچه مشهود است نيروهای حزب الله لبنان دچار شگفتی شده اند. آنان همواره از خود می پرسند با وجويکه رهبران حزب الله از انقلاب بهار عربی در تقابل با ديکتاتورهايی همچون بن علی، حسنی مبارک و قذافی حمايت کرده ، چرا اکنون از رژيم بشار اسد در برابر قيام مردمی حمايت می کند.

اين شکاف در باره اتخاذ موضع حزب الله در قبال مسائل سوريه در بين شاخه سياسی و امنيتی حزب الله بيش از پيش آشکار گرديده است.

نویسنده ليبراسيون ادامه ميدهد که در حال حاضر حزب الله لبنان در شرايط بسيار دشواری قرار گرفته است. سازمانی که همواره خود را طرفدار و حامی مردم ستم و ظلم کشيده در منطقه دانسته، اکنون بايد از يک سوی حمايت خود از رژيم ضد مردمی بشار اسد را توجيه کند. اين حمايت، حزب الله را در تقابل با بيست ميليون جمعيت سنی مذهب سوريه قرار می دهد.

از سوی ديگر، حزب الله لبنان با اين چالش جدی روبرو شده است که اگر رژيم بشار اسد سقوط کند، تمامی خطوط تدارکاتی که از سوی جمهوری اسلامی بر قرار گرديده و از طريق سوريه به ارسال اسلحه و ديگرکمک ها به حزب الله مبادرت می کند نيز فرو خواهيد ريخت.

Le Hezbollah dans le piège de la révolte syrienne

سيف الإسلام اَلصحاف !

الشرق الأوسط – طارق الحميد(سردبير) / ۲۴ آگست

پس از گذشت سالها، منطقه ما بار ديگر شاهد اجرای يک «کمدی سياه» بود و متاسفانه اين کمدی نه بر روی صحنه تئاتر و يا پرده سينماها، که در مقابل چشمان همه مردم منطقه و آنسوی ديوارهای کاخ حکومتی قذافی اجرا شد که البته اجرای اين کمدی سياه، آخرين آن در منطقه ما نخواهد بود! طی بيست و چهار ساعت گذشته، جهان بار ديگر به تماشای يک رويداد درماتيکِ نشست، رويدادی که توصيف آن ممکن نبود مگر با اجرای يک کمدی سياهِ ديگر. اوج اين تئاتر کميک همان لحظه ای بود که سيف السلام قذافی در مقابل چند دوربين تصويربرداری ظاهر شد و انقلابيون ليبی،همچنين نيروهای ناتو را به باد سخره گرفت و خبر از شکستن ستون فقرات مخالفان و انقلابيون در خيابانهای طرابلس داد….اما واقعيت آن بود که سيف السلام در حال اجرای اين نمايش کمدی، پشت درهای بسته و در محوطه داخلی باب العزيزيه، تنها مقر حکومتی باقی مانده نظام ديکتاتوری معمر قذافی بود نه خيابانهای مهم و بی شمار شهر طرابلس.

اما آنچه که سيف السلام در حال اجرايش بود تکرار دقيق ، مشابه و تمام عيار همان نمايشی بود که سعيد الصحاف،وزير اعلانات و سخنگوی صدام حسين در همان روز سقوط بغداد در مقابل خبرنگاران و دوربين شبکه های خبری اجرا کرده بود. آنجا که رو به خبرنگاران اعلام کرد : آنچه که در ساعات آينده مشاهده خواهيد کرد، ستونهای زرهی ارتش آمريکا خواهد بود که به محاصره ارتش عراق ونيروهای صدام حسين درآمده اند …..ولی آنچه که جهان، در ساعات پس از سخنرانی سعيد الصحاف مشاهده کرد،چيزی نبود مگر سقوط بغداد و نظام صدام حسين و ديروز، پس از چندين سال، سيف السلام ، دقيقاً همان نمايش سعيد الصحاف را تکرار کرد و درست چند ساعت پس از سخنرانی اميدوار کننده برای طرفداران قذافی، باب العزيزيه، يعنی مقر اصلی حکومت ليبی به دست انقلابيون تسخير شد …و دوباره تکرار تاريخ!

و آيا اين طنزيست مکرر ؟ چرا بسياری در منطقه ما، از اين تکرار مکررها پند نميگيرند ؟ چرا بسياری پند نمی گيرند که روزی ممکن است فرا رسد که مردم و ملت ،در خصوصی ترين اتاق خواب های آنها حضور پيدا کنند !؟

همانی را که در عراق ديدم ، ديديم که چگونه مردم عراق به همراه نيروهای آمريکايی،زمانی که در اتاق خواب صدام حسين عکسهای يادگاری ميگرفتند، جناب «سيد اَلرئيس» درون سوراخی پنهان شده بود ، همانطور که مردم تونس را در اتاق خواب رئيس زين العابدين بن علی ديدم ، همانگونه که جهان، رئيس سابق مصر را در دادگاه و بر روی تخت مشاهده کرد ، امروز مردم ليبی را در خصوصی ترين اتاق های معمر قذافی در باب العزيزيه ميبينيم.

مسلماَ اينها همه مکرراتی نيست که تکرار شده اند، نوارهای صوتی ضبط شده توسط صدام حسين، پس از پنهان شدنش را فراموش نکرده ايم، مانند همان پيغام های صوتی ضبط شده توسط حسنی مبارک،رئيس جمهور سابق مصر و امروز دوباره همان تکرار تاريخ با پيغام های صوتی ضبط شده سرهنگ قذافی …يکی پس از ديگری

چرا ميگوئيم هيچکس در اين منطقه از اين روريدادهای تاريخی درس نميگيرد؟ کافيست تأملی دوباره درباره وضعيت سوريه داشته باشيم، درد و رنج شهروندان سوری تحت نظامی سرکوب گر که به شکل فراينده ای در حال از دست دادن عقل خويش است و اين فقدان عقل حکومت سوريه و بشار أسد، پس از سقوط حکومت چهل سال معمر قذافی به مرز جنون رسيده است، آنجا که مردم سوری پس از سقوط طرابلس شعار ميدادند : «قدافی پرواز کرد،پرواز کرد…..و اينک نوبت توست بشار اسد» (القذافی طار طار ….وجاء دورک يا بشار) ، بنابراين به نظر ميرسد که منطقه ما دور تازه ای را برای «صحاف» ديگری به انتظار نشسته است، صحافی مانند » سيف الإسلام ألصحاف» !

منبع : سرمقاله روزنامه فرامنطفه ای الشرق الأسط (شماره ۲۴ آگست)

برگردان : کیومرث إعطا

انتقال انبارهای تسليحاتی حزب الله از سوريه به خاک لبنان و نقش تهران در سرکوب خونين معترضان سوری

روزنامه فيگارو، گزارش ويژه ای را در شماره ۲۴ ژوئن به قلم ژرژ مالبرونو،نويسنده و کارشناس مسائل خاورميانه در  رابطه با تحرکات نظامی حزب الله در پی موج اعتراضات مردم سوريه و همچنين نقش جمهوری اسلامی در سرکوب خونين معترضان سوری به چاپ رسانده که پرده از روابط نزديک جمهوری اسلامی، سوريه و حزب الله لبنان بر مي دارد. اين مقالۀ ويژه همراه با تصوير نقشۀ مسير عبور تسليحات جنگی از خاک ايران به جنوب لبنان منتشر شده است.

نويسنده فيگارو با اشاره به اينکه در طول سه ماه گذشته و از آغاز موج گسترده اعتراضات در سوريه،حسن نصرالله فقط يک بار اقدام به سخنرانی در اين زمينه کرده است ،شبه نظاميان شيعه جنوب لبنان را بسيار مضطرب توصيف کرده و مينويسد، هم اکنون نيروی های شبه نظامی لبنان،حزب الله ،با نگرانی از احتمال سقوط رژيم بشار اسد در سوريه در حال تلاش برای خارج ساختن زرادخانۀ تسليحاتی خود از «حياط خلوت» جمهوری اسلامی ايران ،يعنی خاک سوريه است.

 ژرژ مالبرنو در ادامه اين گزارش، با استناد به داده های اطلاعاتی سازمان های امنيتی و اطلاعاتی کشورهای غربی مينويسد، درهفته های اخير کاميون های حامل تجهيزات نظامی از طريق مرز سوريه به جنوب لبنان، محل استقرار انبارهای اسلحه حزب الله وارد شده اند. اين اطلاعات امنيتی ، همزمان به تأييد سازمان ملل متحد نیز رسيده است. اين کاميون ها حامل موشک های زمين به زمين ميان برد «زلزال» و راکت های «فجر ۳» و «فجر ۵» بوده اند که حزب الله برای برخورد احتمالی با اسرائيل ذخيره می کند.

فيگارو در ادامه مينويسد، تا پيش از آغاز جنبش اعتراضی سوريه، انبارهای نظامی حزب الله در خاک سوريه نزديک به مرز لبنان قرار داشت. در هفته های اخير اين مخازن به لبنان منتقل شده است، اما انتقال اين حجم از ذخيره نظامی نمی تواند براحتی و مخفيانه صورت گيرد و به جز تهديداتی که از يک حمله هوائی موجود است، حزب الله نمی خواهد مردم سوريه از اين ماجرا مطلع شوند.به هرحال حزب الله لبنان توانسته است تا بسياری از محموله هايش را با مخفی کاری از سوريه خارج کند.

ژرژ مالبرونو در بخش ديگری از اين گزارش مينويسد، در چند هفته اخير تهران و دمشق به اين نتيجه رسيده اند که آمريکا و اسرائيل از طريق ماهواره نقل و انتقال هايشان را زير نظر دارند. سرويس مخفی سوريه و سپاه قدس ايران، در اواخر ماه آپريل يک پست فرماندهی مشترک در فرودگاه دمشق بوجود آوردند. نويسنده با اشاره به ماجرای توقيف هواپيمای حامل سلاح ايرانی بر فراز آسمان ترکيه، يادآوری می کند که ايرانی ها و سوری ها از اين موضوع درس گرفته اند و هشيار شده اند.

نويسنده فيگارو به سخنان ديروز حسن نصرالله اشاره دارد که در آن اعتراف کرده که دو يا سه نفر از نزديکان او با سازمان اطلاعاتی امنيتی ايالات متحده آمريکا،»سيا» ارتباط داشته اند. به عقيده تحليلگر فيگارو اين سخنان در عين حال که می تواند به قصد منحرف کردن افکار طرح شده باشد، اطلاعات سرويس های غربی را تأييد می کند.

در بخش پايانی گزارش ويژه فيگارو، به موضوع کمک های جمهوری اسلامی ايران به سوريه در سرکوب های خيابانی و آمدن نام «حسن مهدوی» رئيس سپاه قدس در ليست کسانی که از طرف اتحاديه اروپا شامل تحريم شده اند، اشاره شده است که در کنار نام دو ايرانی ديگر يعنی «علی جعفری» و «حسن طائب» عنوان شده و يادآوری می شود که جمهوری اسلامی ايران امکاناتی در زمينه ضد شورش و کنترل اينترنت در اختيار رژيم سوريه گذاشته و بنا بر شواهد، تيراندازان ايرانی بسوی تظاهرکنندگان سوری شليک کرده اند.

منبع : روزنامه صبح پاریس، فیگارو

برگردان : کیومرث إعطا

نامه جمعی از وبلاگ نویسان سبز خطاب به مبارزان سوری

موج برخاسته از سرکشی مردمان از زیر یوغ بندگی ظالمان، با گذر از ایران و تونس و مصر و لیبی و یمن و بحرین، امروز قدرتمندتر و عظیمتر، به کاخ حاکمان سوریه رسیده است. گویی که این موج سرکش سر ایستادن ندارد و مشعل آزادیخواهی دست به دست گشته و اینک بر فراز دستان شما مردمان سوریه قرار گرفته است. مشتان گره کرده و اراده با شکوهتان و پایداری سرسختانه تان به رغم شدت سرکوبها و خونریزیهای دستگاه فاسد و سرکوبگر حاکمان سوری، تحسین ایرانیان و جهانیان را برانگیخته است.
آزادیخواهان ایران نیز که خود ذیل لوای پرچم سبز مبارزه، به فردای آزادی چشم امید بسته اند، از روز نخست کنجکاوانه و مشتاقانه مبارزه شما مردم سوریه را دنبال می کنند و پیروزی تان را به آرزو نشسته اند و خود را در خشمها و هیجانها و امیدهایتان شریک می دانند. دریغ که آن سوی میدان، حاکمانی نشسته اند که قلب های مرعوبشان مانع از درک حماسه حضور مردم می شود و از هراس فرو ریختن بنای استبدادشان حکم به خونریزی می دهند و بر موج خروشان مردم شمشیر می کشند و نمی دانند که موجهای بلندتر که از پی می آیند به مراتب ویرانگرترند.
برای هر ملت، روزی فرا می رسد که شرافت و سربلندی خویش را در بوته آزمایش می بیند و برای پاسداری از آن ناگزیر به قیام می شود. حماسه ای که شما مردم سوریه به تصویر کشیده اید حماسه ای آشنا برای ما مردم ایران است. در هر خبری که از زیر شدیدترین فشارها و سانسورها به دست ما می رسد و در هر فیلمی که از آماج رگبار مسلسلهای نظامیان سوری به تصویر کشیده می شود، داستان مبارزه خود را می بینیم. همین همداستانی است که جنبش های آزادیخواهی منطقه را در کنار هم می نشاند و جباران و حاکمان سرکوبگر را در جبهه مشترک قرار می دهد. حاکمان همدست منطقه، امروز در سرکوب مردم منافع مشترک پیدا کرده اند و در جنایت، یکدیگر را همراهی می کنند. یکی دستگاه تبلیغ و دیپلماسی اش را مامور می کند که قتل شهروندان مبارز را مشروع جلوه دهد و آزادیخواهان را به عنوان فتنه گران و آشوبگران جلوه دهد و دیگری لشکر سرکوبش را به همراهی در جنایات گسیل می دارد؛ یکی لشکر سرکوب به بحرین می فرستد و دیگری جوخه های امنیتی اش را به سوریه. اوج این نمایش های فریبکارانه آنجاست که مدعیان رهبری مسلمین جهان از تریبون نماز جمعه تهران برای مردم مصر خطبه می خوانند و برای مردم فلسطین جامه می درند و در همان حال کشتار سوریان را مشروع اعلام می دارند. این ادامه همان توهم مالیخولیایی است که اجازه می دهد بر مسند خداوندگاری تکیه زنند و بدین سان بی محابا درباره جان افراد به قضاوت بنشیند و یکی را شهید بخوانند و دیگری را فتنه گر. از همین روست که امروز سیاهی چهره شان هویدا شده و تایید جنایتهای شرکای سیاسی و همدستی شان با ظالمان منطقه، طشت رسوایی شان را بر زمین انداخته است.
تحولات اخیر منطقه حداقل حسنش این بوده که پرده از چهره نفاق آلود حکومت هایی که پشت دفاع از فلسطینیان و مخالفت با اسراییل پنهان شده اند و مسایل اعراب فلسطین را در هیاهوی تبلیغاتی وجه المصالح اهداف شوم خود کرده اند تا مشروعیتی کاذب برای خود و حکومت نامشروعشان ایجاد کنند برداشته است. مگر می توان همزمان هم مدعی دفاع از حقوق ملت فلسطین بود و هم به کشتار مردمان کشور خود دست زد؟ مگر می توان با موضوع حقوق بشر با استاندارد های دوگانه برخورد کرد و آدم کشی در فلسطین را محکوم کرد اما کشتار در کشور تحت حکومت خود و یا در کشورهای مشترک المنافع را جایز برشمرد؟ این ترفند دروغین حکومت های خودکامه کشورهای عربی از یک سو و هیاهوی تبلیغاتی حکومت مستبد ایران برای بهره برداری سیاسی از اوضاع آشفته فلسطینیان از سوی دیگر، قطعا از این پس نمی تواند موجبات فریب مردم منطقه را فراهم آورد.
سوای عملکرد غیرقابل دفاع حکومت نامشروع و کودتایی ایران، ریخته شدن خون مبارزان سوری، براستی به جان آزادیخواهان ایرانی ناگوار آمده است. ایمان داریم که به مدد پایداری مردمان ، بیرق ظلم برچیده خواهد شد و کاخ لرزان استبداد در برابر شکوه حضور مردم فروخواهد ریخت. خون آزادیخواهان سوری، فرش قرمزی خواهد شد برای قدوم مبارک آزادی . این سان که شما ملت سوریه پرچم مبارزه را با صلابت در دست گرفته اید، و اینچنین پرغرور در اهتزازش پایمردی می کنید، دیر نباشد که بیرق پیروزی را بر قله سعادت برافرازید. بدانید و آگاه باشید که در این راه آرزو و دعای خیر آزادیخواهان جنبش سبز ایران، بدرقه راهتان خواهد بود.
جمعی از وبلاگ نویسان سبز

روابط سيف العادل،رهبر جديد القاعده و جمهوری اسلامی

روزنامه بزرگ صبح پاريس فيگارو،در شماره ۱۸ می،گزارشی را به قلم ژرژ مالبرونو،نويسنده و کارشناس مسائل خاورميانه درباره «سيف العادل» که ديروز به عنوان جانشين اصلی اسامه بن لادن و رهبر جديد سازمان القاعده معرقی شد،اختصاص داده و به بررسی روابطش با جمهوری اسلامی ايران پرداخته است.
نويسنده و تحليلگر روزنامه فيگارو مينويسد، «سيف العادل» با نام اصلی «محمد ابراهيم المکاوی» ، افسر چترباز سابق ارتش مصر که حدود پنجاه سال دارد و از معتمدان بن لادن محسوب ميشده است، اينک به عنوان رهبر و فرماندهی جديد سازمان القاعده انتخاب شده است.
گفته ميشوند که وی در رأس تشکيلات امنيتی سازمان القاعده خدمت ميکرده وحداقل تا سال ۲۰۰۱ مستقيماَ مسئوليت استخدام محافظان شخصی بن لادن را بر عهده داشته است.
نويسنده فيگارو يادآوری ميکند که پيش تر از اين، برای دستگيری سيف العادل که در جريان حملات سال ۱۹۹۸ اين سازمان به سفارتخانه های ايالات متحده آمريکا در نايروبی و دارالسلام، عضو شورای رهبری القاعده بوده،مبلغ پنج ميليون دلار جايزه تعيين شده است.
تحليلگر فيگارو معتقد است که اکنون و پس از انتخاب سيف العادل به عنوان فرمانده جديد القاعده،مناسبات وی با جمهوری اسلامی ايران را بار ديگر و به دقت بايد مورد بررسی قرار داد. چرا که سيف العادل در پايان سال ۲۰۰۱ با استفاده از مناسباتش با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران،موفق شد به همراه چند کادر اصلی ديگر القاعده و فرزندان اسامه بن لادن به ايران پناهنده شود.
پس از آن در سال ۲۰۰۳ تهران به ايالات متحده پيشنهاد کرد تا سيف العادل را با تنی چند از اعضای مجاهدين خلق که در پايگاه اشرق عراق ساکن بودند مبادله کنند.
مايک شرر، يکی از اعضای بلند پايه سازمان اطلاعاتی آمريکا، سيا، به نويسنده فيگارو توضيح ميدهد که در سال ۲۰۰۳ ما کاملا موافق اين مبادله بوديم ولی دونالد رامسفلد،وزير دفاع وقت کاخ سفيد با اين معامله مخالفت کرد چرا که بر اين عقيده بود که ميتواند از مجاهدين خلق بر عليه جمهوری اسلامی ايران بهره گيرد.
مالبرونو می افزايد، يک سال بعد يعنی در سال ۲۰۰۴، تهران يکبار ديگر پيشنهاد اين معاوضه را از طريق دولت فرانسه با واشنگتن در ميان گذاشت ولی باز هم موفقيتی به دست نياورد.
بدين ترتيب بود که تهران سال گذشته سيف العادل را آزاد کرد تا وی بتواند از ايران خارج شود،هرچند گفته ميشود که اين کار ايران هم نوعی معاوضه با ديپلماتهای ايرانی بوده است که پيش تر توسط طالبان دستگير شده بودند.

منبع : فیگارو،روزنامه صبح فرانسه

برگردان: کیومرث إعطا

سازمان گزارشگران بدون مرز: مقامات جمهوری اسلامی، مسئول مرگ سیامک پورزند هستند

سازمان گزارشگران بدون مرز مراتب ناراحتی‌ و همدری خود را برای سیامک پورزند روزنامه نگار ۸۰ ساله یکی‌ از شاخص‌های فرهنگی‌ در ایران اعلام می‌‌دارد. ۱۰ سال بازداشت خانگی، عدم اجازه خروج از کشور و جدایی از خانواده باعث شد که پورزند در تاریخ ۲۹ آوریل اقدام به خودکشی‌ نماید. ما مقامات جمهوری اسلامی را مسول این واقعه می‌‌دانیم. علیرغم درخواست تجدید نظر توسط خانواده وی و ارگان‌های حقوق بشری حتا یکبار هم هیچکدام از رؤسای جمهور ایران از جمله محمود احمدی نژاد، محمد خاتمی، آیت‌الله محمود هاشمی‌ شاهرودی و صادق لاریجانی هیچکدام علاقه ی به این موضوع نشان ندادند.

 مرگ پورزند یادآوری می‌‌کند که رژیم ایران یکی‌ از سفاک‌ترین رژیم‌های دنیا برای روزنامه نگاران است. ما مرتب عمیق تسلیت و همدردی خود را به خانواده، دختر، همسر او مهرانگیز کار و همکارانش اعلام می‌‌داریم. سیامک پورزند فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در در سال ۱۹۵۲ با همکاری با روزنامه باختر امروز آغاز کرد. درسال‌های پیش از انقلاب با بسیاری از نشریات از جمله پیک سینما، سپید وسیاه و فردوسی همکاری داشت. پس از انقلاب و تسخیر قدرت از سوی اسلام گرایان از موسسه کیهان اخراج شد و علیرغم فشارهای حذفی سیامک پورزند به همکاری با نشریات خصوصی پرداخت. چند سال بعد مسئولیت مجتمع فرهنگی هنری تهران را بر عهده گرفت، پس ازبه قدرت رسیدن محمد خاتمی در ۱۹۹۷ و آغاز انتشار روزنامه‌های اصلح‌طلب وی با بسياری از این روزنامه‌های همکاری کرد. سیامک پورزند در ۲۹ نوامبر ۲۰۰۱ ، توسط نيروهای امنيتی به هنگام ترک منزل خواهرش ربوده شده بود، به مدت چهارماه، محل بازداشت وی مخفی نگاه داشته شد. پورزند در همه مدت بازداشت خود از حق داشتن وکیل و درمان پزشکی محروم بود. ماه‌های متمادی در سلول انفرادی بسر برد، شکنجه و فشارهای جسمی و روحی شدیدی را متحمل شد. وی مجبور شد تا در مصاحبه تلویزیونی و جلسات دادگاه همه اتهامات علیه خود را بپذیرد.

 ۳ می ۲۰۰۲ يک دادگاه « ويژه » سيامک پورزند به اتهام جاسوسی به یازده سال زندان محکوم کرد. این حکم از سوی دادگاه تجدید نظر در تاریخ۷ ژولای ۲۰۰۲ تائید شد. مهرانگیز کار در همان زمان با انتشار نامه‌ای سرگشاده اعلام کرده بود که همسرش در سلول‌های انفرادی زندان اوین نگاهداری می‌شود و نسبت به وضعیت او هشدار داده بود. پزشکان بیمارستان امام خمینی تهران نیز تائید کرده بودند که وی » از تغييرات شديد و پيشرفته در ديسکهای ستون فقرات بويژه در ناحيه گردن که بطور دائم باعث ايجاد درد در گردن و کمر میشود رنج می‌برد. با این حال پس از مدتی » مرخصی» دوباره به زندان بازگردانده شد. سيامک پورزند، در زندان دچار حمله‌ي قلبی شد و به مدت ٣٦ ساعت در حالت اغما بسر برد، و در پی حمله قلبی ديگری با پاهای زنجير شده به تخت در بيمارستان مدرس بستری شد . سیامک پورزند سال‌های آخر زندگی خود را میان زندان، حصرخانگی و بیمارستان گذراند. و همچنان از سوی بازجویان وزارت اطلاعات حضوری یا تلفنی تهدید می‌شد. او یکی از شاهدان بی‌شمار جنایاتی بود که مسوولان امنیتی – قضایی در زندان‌های جمهوری اسلامی مرتکب می‌شوند و به همین دلیل نمی‌خواستند که از کشور خارج شود. در ۸ مارث ۲۰۰۳ سيامک پورزند در یکی از تماس‌های تلفنی با دخترش به وی گفته بود که « مرا به حساب مردن بگذاريد.» بسیاری از روزنامه‌نگاران ایران که هم‌اکنون در زندان و یا با سپردن وثیقه‌های سنگین در » آزادی موقت» بسر می‌برند، شدیدا بیمار و از حق درمان محروم شده‌اند گزارش‌گران بدون مرز خواهان اعزام فوری گزارشگر ویِژه سازمان ملل به ایران است. قعطنامه تعیین گزارش‌گر ويژه‌ برای بررسی و گزارش از وضعیت حقوق بشر در ایران در تاریخ ٢٤ مارس از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل به تصویب رسیده است.

سپاه پاسداران و کمک به گروه های شيعی با سوار شدن بر موج اعتراضی کشورهای خاورميانه

ژرژ مالبرونو،نويسنده،خبرنگار و تحليل گر توانای مسائل خاورميانه ،سرمقاله شماره ۲۲ آپريل روزنامۀ پرتيراژ صبح فرانسه،فيگارو را به فعاليت های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران در راستای حمايت و ياری رساندن به گروهای شيعی با نشستن بر آنچه که اوبه عنوان » موج اعتراضی در کشورهای خاورميانه و کشورهای عرب خليج فارس» خوانده اختصاص داده است.

مالبرونو مينويسد، سپاه پاسداران انقلاب در ايران که از برخاستن امواج بلند اعتراضات در کشورهای عرب خاورميانه غفلگير شده است، در با تلاشی مضاعف،در صدد ياری رساندن به گروه های شيعی در کشورهای عرب حوزه خليج فارس است و هم اکنون اين ارتش ايدئولوژيک رژيم مذهبی ايران در حال نشستن بر اموج اعتراضی مردم در خاورميانه است.

نويسنده فيگارو با اشاره به فعاليت های شاخه برون مرزی سپاه پاسداران يعنی سپاه قدس مينويسد، در حالی تعدادی از اعضای سپاه قدس در کويت و عربستان سعودی به جرم تلاش برای بی ثبات کردن اين کشورها محکوم شده اند که از سوی ديگر محموله های ارسالی اسلحه از سوی جمهوری اسلامی برای شيعيان زيدی در جنوب يمن که عليه حکومت مرکزی در صنعا ميجنگند در مسير ترکيه به شمال يمن با ۱۶۰۰۰۰ قبضه سلاح توقيف ميشوند.

اعزام نيروهای عربستان به بحرين زنگ خطری است که برای سپاه پاسداران به صدا درآمده است.

ژرژ مالبرونو به نقل از يک بازرگان ايرانی نزديک به رهبران جمهوری اسلامی ايران می نويسد، اعزام نيروهای عربستان به بحرين باعث شد که رهبران شيعيان عراق از جمله نوری المالکی، نخست وزير عراق، و آيت الله علی سيستانی که خود، تجربه سرکوب شيعيان به وسيلۀ سنی ها در زمان حکومت صدام حسين را يدک ميکشند، حکومت اسلامی ايران را وادار به نشان دادن واکنش کنند.

نويسنده فيگارو معتقد است که بی شک سرکوب شيعيان در بحرين باعث خواهد شد که افراطگرايان شيعيان در بحرين راحت تر به دام عوامل جمهوری اسلامی ايران بيفتند.

تحليلگر فيگارو در رابطه با تناقضات رفتاری تهران درباره اعتراضات در کشورهای عرب، مشخصا بخشی از اين مقاله را به حوادث سوريه و واکنشهای ايران در قبال آن اختصاص داده و به نقل از همان بازرگان نزديک به حکومت تهران مينويسد: تظاهرات و اعتراضات خونين ضد دولتی در سوريه نگرانی بسياری را برای حکومت تهران ايجاد کرده است

مالبرونو با اشاره اين مسئله  که سوريه متحد اصلی ايران در جهان عرب است می نويسد سقوط رژيم بشار اسد می تواند به متوقف شدن روند ارسال سلاح های جمهوری اسلامی ايران برای حزب الله لبنان منجر شود.

این در حالیست که ایالات متحده چندی پیش ایران را به ارسال سلاح و نیروهای اطلاعاتی به سوریه جهت سرکوب معترضین سوری متهم کرده بود.

يک شهروند لبنانی و آشنا به سياستهای ايران نيز به نويسندۀ فيگارو می گويد علاوه براين جمهوری اسلامی ايران از آن بيم دارد که سقوط اسد به روی کارآمدن سنی های سوريه منجر شود و سوريه را در مدار عربستان سعودی قرار دهد. تقابلی که نويسنده مقاله از آن به عنوان تقابل مدافع اهل تسنن جهان يعنی عربستان در برابر جمهوری اسلامی ايران که خود را «مادر شيعيان» جهان ميداند،ياد کرده است.

منبع : روزنامه فیگارو

برگردان : کیومرث إعطا